عضویت ورود

مجموعه ای از لری جی. بلک وود

کلاغها

ما هم به کلاغها و زاغی‌ها احترام می‌گذاریم و هم در مورد آنها مطالعه می‌کنیم. آنها جزو معدود جانوران پرنده‌ای هستند که در کنار انسان رشد و نمو می‌کنند و از هوش و قدرت تطابقشان برای زنده مانده بهره می‌جویند. موفقیت آنها گه‌گاه با نبوغ ظالمانه و ویژگی حقه‌بازان‌اشان در دنبال کردن اهدافشان درهم آمیخته و تقریباً در جهان حیوانات بی‌مانند است. شاید چون این خصیه ما را به گونه‌ای آزاردهنده به یاد خودمان در دورانی که کلاغها و زاغها جایی والا در هنر، ادبیات و مذهب در طی هزاره‌ها داشتند، می‌اندازد.
این پوشه عکس نتیجه علاقة من به خلق برداشتی شخصی از این پرندگان بی‌شرم و اعجاب‌آور است. این پروژه مانند بیشتر آثار منتشر شده از من با تعدادی عکس بی‌‌ربط شروع شد، و بعدها کم‌کم بدنة اصلی کارم شکل گرفت. عکاسی از پرندگان برایم تجربه‌ای جدید بود، امّا من هرچه بیشتر از این پرندگان باهوش و کوشا عکس می‌گرفتم، بیشتر مجذوبشان می‌شدم. مخصوصاً وقتی که از موضوع‌های بی‌جان عکاسی می‌کردم، هم چالش‌های عکاسانه و هم فیزیکی را کشف کردم.
در شهر یک ماشین پارک شده برای عکاسی مخفیانه پوششی مناسب به حساب می‌آید، امّا در حومة شهر تقریباً هیچ چیز کارگر نخواهد بود (به‌جز عکاسی کوتاه مدت از یک ماشین در حال حرکت) که در حال رانندگی مانند کاری بچه‌گانه به نظر می‌رسد. باید اعتراف کنم که عکاسی از کلاغها و زاغها اساساً تفریحی لذت‌بخش برای گذران وقت به حساب نمی‌آید، زیرا باید به جایی که این لاشخورهای به صدا جمع می‌شوند ـ بخصوص اطراف زباله‌دان‌های مملو از زباله در اطراف مناطق خرید، محل جمع‌آوری زباله یا لاشه‌های اطراف جاده در حومة شهر بروید. من یک روز کامل را در محل دفن زباله‌های شهری گذراندم و وقتم را صرف نگاه کردن به دسته‌ای از زاغ‌های میان کامیون‌های زباله ـ که غذای تازه را به آنها تحویل می‌داد ـ گذرانیدم. آرزو می‌کردم که بتوانم بهترین زاویة دوربین را که می‌توان در سمت خلاف جهت وزش باد داشت، پیدا کنم.
از جنبة منظرِ عکاسانه، این پروژه تمرینی برای کشف هماهنگی میان محدودیت‌های عملکردهای عکاسانة مورد استفادة من و عقایدی که سعی در بیان‌ آن داشتم، بود. جنب و جوش و تحرک این پرندگان شبق رنگ در زمینة آبی آسمان، مافوق تصور هر شخص، احترام برانگیز و تأثیرگذار است. با استفاده از نوردهی تقریباً طولانی با دوربین کانن 7D و G11، ابتدا سعی کردم که بر نویز و عدم وضوح در عکسم غلبه کنم. کم‌کم مجذوب عکس‌هایی با نگاه عکاسانه شدم که با علاقه‌ام به فرهنگ عامّه‌ای که این پرندگان را احاطه کرده و عجین شده بود. در آن موقعیت، نویز و عدم وضوح برایم بیشتر به جای آنکه مشکل‌ساز باشد؛ موهبت بود و من به جای حذفشان شروع به بهره جستن از آنها به عنوان ابزار کار کردم.
من هم‌چنین به دنبال تعبیر و تفسیر عکس‌های تصویرگرایانه‌ای بودم که در زمینۀ تفاوت میان شخصیت واقعی این پرندگان و آن‌چه ما انسان‌ها به آنها تحمیل کرده‌ایم، مرا به تعجب وامی‌داشت. آیا آنها واقعاً دارای تمامی ویژگی‌هایی که ما به آنها نسبت داده‌ایم، هستند؟ شاید آنها تنها پرنده باشند و بس و ما با تشبیه کردن آنها به انسان در تعبیرهای خود چیزهای بیشتری درمورد خودمان می‌گوییم.

عکس از: : لری جی. بلک وود
مترجم : سودابه کیانی مطلق

نظرات (0)