عضویت ورود

زندگی در جنگ



زندگی در جنگ
عکس و متن: مجید سعیدی

افغانستان ۵۰ سال است که با جنگ دست و پنجه نرم می‌کند، گاهی با بیگانگانی که به این کشور حمله کرده‌اند و گاه با جنگ‌های داخلی، به‌طور عمده افغان‌ها مردم جنگ و کشت و کشتار هستند. آن‌ها از ضربه‌های روحی مخرب و طولانی‌مدت و زخم‌ها رنج می‌برند؛ آسیب‌هایی که بهبودیشان سالهای سال طول می‌کشد. بیش از یک دهه از درگیری‌هایی که افغان‌ها به کمک کشورهای پیشرفته در مقابل طالبان انجام می‌دهند می‌گذرد.




بدبختانه، عواقب چنین جنگ‌هایی هر روز بیش از روز پیش آشکار می‌شود، بچه‌هایی که والدینشان را از دست می‌دهند، زنانی که همسرانشان می‌میرند و به عنوان زنانی تنها مسؤول اداره کردن زندگی خود و فرزندانشان می‌شوند. در سال ۲۰۰۱ هنگامی که من برای اولین بار به افغانستان رفتم، متوجه عمق فاجعه در این کشور نشدم. در طی ده سال گذشته من هر سال به این کشور سفر کرده‌ام و سرانجام در آخرین سفرم تصمیم گرفتم با مردم ‌آنجا زندگی کنم. آن‌جا ماندم؛ جایی که صدها بچه به خاطر فقر غذایی و عدم دسترسی به بهداشت می‌میرند و هزاران زن به‌طور غم انگیز به خاطر فشار و اذیت و آزار خانواده‌هایشان دست به خودکشی می‌زنند.


افغانستان جایی است که شما هر روز صبح با انفجار بمبی که زندگیتان را تهدید می‌کند، بیدار می‌شوید، کشوری که حقوق بشر در آن‌جا معنایی ندارد و مردم فقط به بقاء فکر می‌کنند.



افغانستان جایی است که شما هر روز صبح با انفجار بمبی که زندگیتان را تهدید می‌کند، بیدار می‌شوید، کشوری که حقوق بشر در آن‌جا معنایی ندارد و مردم فقط به بقاء فکر می‌کنند. علیرغم فقر، اعتیاد، عدم تحصیلات و شرایط هولناکی که بر تمام کشور سایه افکنده است؛ زندگی هنوز ادامه دارد و مردم به امید فردایی بهتر به زندگیشان ادامه می‌دهند. هدف من در این پروژه مشخص کردن نقاط پنهان و ناگفتة عواقب جنگ پیشین بر زندگی افغان‌هاست؛ چیزی که دور از چشم مانده است و من می‌خواهم توجه جهانیان را برای کمک به رفع این بی‌عدالتی و پایان دادن به آن جلب نمایم.




نویسنده : مجید سعیدی

نظرات (0)