عضویت ورود

نظارت، و عکس به عنوان مدرک

نظارت و عکس به عنوان مدرک

نوشته: ویکی گلدبرگ و رابرت سیلبرمن

ترجمه: مستانه حسینی زاد

مأخذ: کتاب عکاسی در آمریکا، یک قرن از تصاویر


تقریباً از لحظهٔ اختراع عکاسی پیشبینی میشد که این اختراع دارای توانایی معجزهآسایی به عنوان مدرک و ابزار تعیین هویت خواهد بود. در سال ۱۸۳۹، حتی قبل از اینکه اختراع روش داگر توسط «لویی ژاک مانده داگر»۱ توسط رسانهها به صورت رسمی اعلام شود، یک آمریکایی در مورد این کشف جدید این گونه نوشت:"چه اتفاقی برای دزدهای بیچاره میافتد، زمانی که عکس خود را در اتاقی که از آن دزدی کردهاند، در مقابل خود ببیند، درست در حین سرقت!  پیشبینی نسبتاً دقیقی که در مورد دوربینهای امنیتی بانکها  بود.در دههٔ ۱۸۴۰، پلیس اروپا از صورت افراد محکوم و مظنون عکس تهیه میکرد؛ این کار برای اولین بار در سال ۱۸۵۴در آمریکا و در سانفرانسیسکو انجام شد. تعداد بسیار زیادی از افراد مظنون به دلیل اینکه نمی خواستند به راحتی قابل شناسایی باشند، تلاش کردند تا صورتهای خود را تغییر دهند.

در قرن نوزدهم، با توجه به حقیقتگویی ذاتی و طبیعی عکاسی، عدهای پاسخ خود را در گزارشهای گرفته شده توسط دوربینها یافتند. راههای بسیار زیادی وجود دارد تا یک عکس بتواند مخاطب را به گمراهی بکشاند، یا عمداً به این منظور گرفته شده باشد که مخاطب را به گمراهی بکشاند، اما چیزی که آن عکس به نمایش میگذارد، مستقیماً به واقعیتی که قبل از باز شدن شاتر در مقابل دوربین قرار داشته است وابسته است.سوژه قسمت فیزیکی تصویر محسوب میشود که رد و اثر خود را بر روی فیلم به جا میگذارد. از آنجا که انتقال واقعیت به صورت مستقیم انجام میپذیرد، بارها و بارها از آنها به عنوان مدرک و سند استفاده شده است.

به ناچار، قانون مجبور شد به صورت گستردهای از عکاسی به استفاده کند. اولین مورد دادگاه که در آن از عکس به عنوان مدرک و سند استفاده شد در سال ۱۸۵۹در کالیفرنیا بود ،عکسهایی از اصل مدارک که ثابت میکرد، امضاهای مدارک جعلی است. پوستری که جهت تعقیب «جان ویلکس بوت»۲ و دو نفر از شریکهای خیانت او در طرح و نقشه کشتن «لینکلن»۳ بود؛ عکسهای این سه نفر را به نمایش میگذاشت. در حدود همان زمان، تعدادی از ادارههای پلیس به این نتیجه رسیدند که عکسهای صحنههای جنایت نیز میتوانند بسیار مفید باشند.

عکسهای پرتره نه تنها برای ادارههای پلیس ارزشمند بودند؛ بلکه برای مقامات دولتی و خصوصی نیز مفید به شمار میرفتند. در دههٔ ۱۸۶۰، ادارهٔ راهآهن شیکاگو و میلواکی عکسهای مسافران خود را به کارتهای فصلی سفر آنان اضافه کرد. در سال ۱۹۱۴، استفاده از عکس در گذرنامه که پیشنهاد استفاده از آن در سالهای قبل از آن داده شده بود، ناگهانی به نظر میرسید ولی انجام آن به دلیل جنگ جهانی اول ضروری بود. بعد از آن، عکسهای چهرهٔ رانندگان خودروهای دولتی را بر روی گواهینامهٔ آنها قرار دادند و کارمندانی که در ادارهٔ انرژی اتمی و در دیگر مشاغلی که محافظتهای امنیتی داشتند و در بسیاری از مشاغل دیگر که احتیاج به حفظ امنیت داشتند، موظف به استفاده از کارتهای شناسایی عکسدار بر روی سینه خود شدند. عکس از کودکان گمشده مانند عکسهای استفاده شده در پوسترهای افرادِ تحتِتعقیب برای تشخیص هویت مورد استفاده قرار میگرفت. با آغاز دههٔ ۱۹۸۰، عکسهای تعدادی کودک که سالها از گم شدن آنها میگذشت، توسط رایانه دستکاری شدند تا نشان دهند که چهرهٔ آنان در آن چند سال در اثر رشد چقدر تغییر کرده است.

استفاده از عکسهای تشخیص هویت بسیار ضروری باقی ماندند. کارآگاهان، آدمربایان، اخاذان، به طور یکسان به عکسها وابسته بودند. عکسهای گرفته شده توسط اشعهٔ ایکس از دندانها یکی از روشهای مطمئن برای تشخیص هویت هستند. چندی پیش، دزدانی که نتوانسته بودند به مرکز « ای تی ام » وارد شوند و آنرا تخریب و سپس رها کرده بودند، عکسهایشان دست نخورده در دوربینهای امنیتی باقی مانده بود.

همچنین، شواهد عکاسی باید دارای استانداردهای سختگیرانهتری نسبت به بقیه شواهد و مدارک میبودند. شبی که همسر سابق «او. جی. سیمپسون»۴کشته شد، ردپایی در محل از کفشی با مارک «برونو مگلی» باقی مانده بود. «او . جی» کفشی از این مارک را نداشت، اما یک عکاس عکسی از وی را به عنوان مدرک ارایه داد که نشان میداد او قبل از آن کفشی از این مدل را به پا داشته است. احتمال اینکه این عکس توسط عکاس دستکاری شده باشد، وجود داشت تا اینکه عکاس کنتاکتهای عکس خود را که «او. جی» را بارها در حال استفاده  از این کفشها نشان میداد به نمایش گذاشت، هیچکس نمیتوانست ادعا کند که تمام عکسهای موجود در کنتاکتها دستکاری شده است.

اعتبار یک عکس تحتتأثیر عوامل بسیاری تعیین میشود؛ یکی از این عوامل، پیشینهٔ جایی است که عکس را چاپ کرده است: برای مثال عکسی که در «ژورنال انجمن پزشکی آمریکا» چاپ شده است، دارای اعتبار بیشتری نسبت به عکسی است که درتبلیغهای روزانه یک سوپرمارکت چاپ شده است. نوشتهها و شرح تصاویر و توضیحات، فراتر از آنچه که در خود عکس قابل مشاهده است، نیز متفاوت خواهد بود. «پاتریشیا هارتس»۵، که توسط ارتش آزادیبخش «سیمبیان» ۶در سال ۱۹۷۴ربوده شده بود، چندی بعد از او ویدیویی ضبط شده به نمایش در آمد که او را یکی از اعضای گروهی که وی را ربوده بودند، با یک اسلحه در دست نشان می داد. آیا او را وادار به این کار کرده بودند، یا او را شستشوی مغزی داده بودند؟ تصویر نمیتوانست چنین سؤالی را پاسخ دهد. عکاسی محدودیتهای زیادی دارد و در بعضی موارد جایگزین چیز دیگری شده است. دراوایل قرن حاضر، اثر انگشت، برخی موارد جنایی را بهتر ثابت میکرد، و در چند سال بعد از آن آزمایش «دی ان ای » آخرین مورد برای رفع لغزش در قضاوت شد.

تواناییهای زیرکانهٔ عکاسی در تشخیص هویت که ابتدا برای شهادت در دادگاه و به عنوان ابزاری برای نظارت به کار میرفت، با آغاز قرن نوزدهم توسط دولت و ارگانهای خصوصی برای گرد آوری مدارک و تقویت قدرت پایگاههای آنها مورد استفاده قرار گرفت. امروزه ما عکسها را در همهجا میبینیم و همچنین آنها ما را نشان میدهند. در دههٔ ۱۹۶۰، آزادیخواهان مدنی نظارت دولت توسط عکاسی را در تظاهرات ضد جنگ مورد انتقاد قرار دادند؛ در دههٔ ۱۹۹۰، تعدادی دوربینهای خودکار توسط پلیس در مناطقی که جرم و جنایت یا مصرف موادمخدر در آنها بالابود، نصب شدند. عکاسیخبری، هم برای روزنامهها و هم برای تلویزیون، مخاطبان بسیاری را در موقعیت تیمهای نظارتی قرار داد. در گردهمآیی خشونتآمیز حزب دموکرات در سال ۱۹۶۸در شیکاگو، یک گزارشگر تلویزیونی به مهاجمان خود این گونه هشدار داد که: "تمام دنیا در حال تماشای شما هستند"؛ دانشآموزان به زودی این جمله را در صورت پلیسها در خیابانها فریاد زدند.

دوربینهای فیلمبرداری دستی تا حدودی تعادل قدرت را نقض کردند و گاهی اوقات بار مسؤولیت و نظارت را در دستان افراد عادی قرار دادند. مانند زمانی که یک رهگذر ویدیویی از کاندید ریاست جمهوری «گری هارت»۷ضبط کرد که زنی جوان را که همسر وی نبود، نشسته بر روی زانوی وی نشان میداد، یا زمانی که یک شهروند فیلمی از «رادنی کینگز» ۸ضبط کرد که توسط پلیس لسآنجلس مورد ضرب و شتم قرار گرفته بود.

شناسایی هوایی، که در جنگ جهانی دوم بسیار ضروری بود، در طول جنگ سرد با فیلمها و عدسیهای حساس و سرانجام با ماهوارههای جاسوسی بسیار پیشرفت کرد. در سال ۱۹۶۰، یک خلبانِ سی آی ای به نام «فرانسیس گری پاورز» ۹در حال شناسایی بر فراز اتحاد جماهیر شوروی مورد اصابت موشک  قرار گرفت.او نجات پیدا کرد و تلاش کرد تا این حادثه را محکوم کند که این حادثه باعث بهوجود آمدن قوانین جدیدی در روابط ایالات متحدهٔ آمریکا و اتحاد جماهیر شوروی شد.

دو سال بعد، در شناسایی هوایی بر فراز کوبا، مدارکی به دست آمد که میتوانست منجر به جنگ اتمی شود.ایالات متحدهٔ آمریکا با این شناسایی به این باور رسید که اتحاد جماهیر شوروی به گسترش موشکهای بالستیک در طیف وسیعی در کوبا مشغول است، اما اتحاد جماهیر شوروی آنرا انکار کرد و ایالات متحدهٔ آمریکا نیز نتوانست آنرا ثابت کند. در اکتبر ۱۹۶۲، زمانی که هوا به حد کافی برای شناسایی صاف شد، عکسهای گرفته شده نشان دهندهٔ نصب و راهاندازی موشکها بودند. پرزیدنت کندی با اعلام قرنطینه در کوبا، برای نیروی هوایی آماده باش کامل اعلام کرد. در سازمان ملل متحد، نمایندهٔ اتحاد جماهیر شوروی، موشکهای تهاجمی در کوبا را انکار کرد؛ و ناگهان بعد از آن، « آدلای استیونسون»۱۰، نمایندهٔ ایالات متحدهٔ آمریکا عکسها را به نمایش گذاشت. تأثیر آن خیرهکننده بود. آمریکا کوبا را محاصره کرد و کشتیهای بخار شوروی به سمت جزیره حرکت کردند. در آخرین لحظهها، نیکیتا خروشچف۱۱ برای حذف موشکها از کوبا به توافق رسید و جهان را برای مدتی بیشتر در امنیت نگه داشت. خواه جهان در امنیت باشد یا نه، دوربینها در حال مشاهده هستند.□



1. Louis Jacques Mande Daguerre
2. John Wilkes Booth
3. Lincoln
4. O . J .Simpson
5. Patricia Hearst
6. Symbionese
7. Gary Hart
8. Rodny King
9. Francis Gary Powers
10. Adlai Stevenson
11. Nikita Khrushchev

VN_pdfDownload

نظرات (0)