عضویت ورود

آشنایی با یک عکاس ایرانی

هنر دینی در جامعه ما، هنر نوپائی است

بیست و دومین پاتوق هنری، با عنوان "عکاسی آئینی" توسط محمد مهدی رحیمیان، عضوهیئت موسس انجمن عکاسان تبلیغاتی، صنعتی. معماری ایران وعضو انجمن عکاسان مطبوعات ایران، روز چهارشنبه، 18 مرداد، در گالری شماره 2 خانه عکاسان ایران برگزار شد.

در ابتدای این نشست، آقای آذرنیا کماری با اشاره به این موضوع که عکاسی آیینی با دوکلمه عکاسی و آیینی تشکیل می شود، گفت: زمانی که می گوییم عکاسی آیینی باید توجه داشت، که صرفا فرم مهم است، یا معنی و محتوا هم در عکس اهمیت دارد.
وی با اشاره به عکس های سفره های افطاری ادامه داد: در عکس های سفره های افطاری به غیر از چند مورد، باقی به موضوع می پردازد و ذهن مخاطب را درگیر نمی کند. اگر گفته می شود سفره های افطاری ما تنها با معنای مطلق سفره ها روبرو نیستیم. با کمی دقت در همه این تصاویر می بینیم که علاوه بر عدم مواجه با معنا و مفهوم، ذهن مخاطب را ذره ای درگیر نکرده است.

هنر آئینی و دینی چگونه هنریست؟

آقای رحیمیان نیز با اشاره به این موضوع که بحث هنر دینی در جامعه فرهنگی و علمی ما بحث نوپائیست و خیلی عمیق و گسترده به آن پرداخته نشده است، عنوان کرد: شاید برای همه شما این سوال مطرح باشد، که هنر آئینی و دینی چگونه هنری است. آیا هنریست که در خدمت دین و مذهب است و یا شکل دیگر ی دارد.

یکی از کسانی که در دوره روشنگری و مدرن می توان بهش پرداخت، کسی جزء کانت نیست. وی معتقد است اگر هنری در اختیار چیز دیگری قرار بگیرد، وجه هنری ازش ساقط می شود. بخاطر اینکه هنر در راستای نیت درونی هنرمند است و اگر هنرمند از درون خودش فارغ شود و در اختیار کسی یا چیزی قرار گیرد، دیگر هنر نیست.

وی ادامه داد: در نیمه اول قرن نوزدهم هنر از آتش صنعتی بیرون آمد و در دوره رنسانس شکل گرفت و نگرشش نسبت به جهان تغییر کرد. همه اینها موجب شد، انسان دوره مدرن از نوع غربیش هیچ تشابهی با انسان قرون وسطی به لحاظ دیدگاه نداشته باشد و عکاسی نیز ماحصل همین است.

واسطه ارتباط عکاس با جهان خارج دوربین است

رحیمیان عنوان کرد: عکاس همه معنایش مبنی به جهان فارغ است. یعنی همان جهان خارج از خودش و این امر اینگونه است که واسطه ارتباط عکاس با جهان خارج ابزاری به نام دوربین است. چند سال پیش در عکاسی بحثی با عنوان واقعیت در عکاسی که عمده تحولاتش در حوزه مباحث عکاسی و نظری مطرح شد. در واقع آن چیزی که درجهان دوم به بعد در عکاسی شکل گرفت.

وی گفت: هنگامی که با دوربین با جهان خارج روبرو می شویم عملا با حضور لنز و دوربین در جهان مالی اختلال بوجود می آید. در واقع دوربین را وارد عرصه مناظره خود با جهان می کنیم. با آمدن این وسیله آیا جهان واقعی (جهان فیزیکی)

همانی است که پشت ویزور می بینم. یعنی جهان در حدود لنز وایت است. وقتی از لنز دوربین استفاده می کنیم و وقتی که کادر مطرح است، یک بخش 360 درجه عالم را گزینش می کنیم. در مواجه ما با عالم چه فعالیت های دیگری وجود دارد. عکاس، دوربین وجهان در واقع سه راس یک مثلثند، که وقتی هر سه وجود داشته باشند این شکل قابل بحث است.
چه چیزی در پس دوربین وجود دارد

رحیمیان با اشاره به مراحل تجربیات اولیه عکاس و بعد از آن شکل گیری و افزایش حوزه شناختش اظهار داشت: این موضوع حائز اهمیت است که چه چیزی در پس دوربین وجود دارد. ذهنیت که در پس دوربین وجود دارد، ذهنیتیست که دوران جنینی را طی کرده و حال دارای یک بار فرهنگی است. بنابراین یک عکاس با تمام تجربیات بصری اش حالا دارای وسیله است برای جستجوی ناداشته ها.

وی ادامه داد: عکاسی مثل زندگی کردن است. اگر عکاسی از زندگی منفک شود، دیگر عنوان عکاسی به آن اتلاق نمی شود. من در لحظه ای که عکاسی می کنم، عکاسم نه ثانیه ای قبل یا بعد از آن. زیرا در لحظات دیگر ما تنها به عکاسی فکر می کنیم. و . این به هیچ وجه به معنای عکاسی نیست.

لحظه قطعی همان لحظه ناب عکاسی است

رحیمیان در ادامه با توجه به اینکه در ذهن عکاس هیچ اختلالی نباید وجود داشته باشد عنوان کرد: آن لحظه ای که لحظه قطعی نام دارد همان لحظه ناب عکاسی است. و اگر عکاس آمادگی مواجه شدن با رویدادی را نداشته باشد هیچ اتفاقی نمی افتد.

وی اشاره کرد: اگر از عکاسی ما به چیز دیگری رسیدیم آن دیگر عکاسی نیست. در واقع هنر دینی از دل دیندار بیرون می آید و هنر دستوری نیست. تفاوت عکس بخاطر زاویه نیست و هر کدام دیدگاه متفاوتی دارند. زمانی که ما عکاسی می کنیم باید بدانیم که در چه شرایطی هستیم. بعضی ها معتقدند که عکاس در لحظه عکاسی باید به سکوت درونی برسد و مکالمات درونی اش را قطع کند. بنابراین اگر به سکوت نرسید امکان هم سویی شما و دوربین و آنچه که بیرون قرار دارد میسر نیست.

عکاسی مانند پنجره عمل می کند

رحیمیان در ادامه اظهار داشت: عکاسی دو وجه دارد. یک زمانی، مانند پنجره است که از طریق آن جهان را می بینید. و زمانی بوسیله آن خودتان را می توانید مشاهده کنید. بنابراین از این طریق می توان پی به نیت عکاس برد.

وقتی که عکسی را می گیرید مثل کودکی است که هنگام تولد از مادر جدا می شود. در واقع در کنار عکس های دیگر قرار می گیرد، یعنی مواجه من با عکس خودم دیگر فرقی با عکس های دیگر نمی کند. بخاطر اینکه ارتباط من با خلقش و با خودم قطع شده و در این حالت فرآیند قدرت اتفاق می افتد.

اگر هنر باید در خودش متوقف شود، پس تحول چگونه است؟

رحیمیان در جواب یکی از حاظرین که پرسید: اگر شما می گوئید هنر اگر غیر از خودش باشد دیگر هنر نیست و یا اینکه آقای آذرنیا عکس های سفره های افطاری را معتقد است که بخش سفره خوانی ندارد، پس آن قسمتی که قرار است بیننده ببیند و به دنیای دیگری هدایت شود، عکاس باید از چه چیز تاثیر بگیرد؟

گفت: بطور مثال یک معمار به من سفارش عکاسی می دهد و من به سفارش وی عکاسی می کنم. عکاسی من به لحاظ فنی بر مبنای سفارش وی است ولی در موقعیت دیگری من ساختمان را از منظر خودم عکاسی می کنم پس در وهله اول رضایت خودم حائز اهمیت است، نه سفارش دهنده .

در مقوله عکاسی چیزی بعنوان عکاسی آئینی نداریم

وی همچنین در پاسخ به سوال دیگر حاظرین که پرسید: در طبقه بندی عکاسی چیزی بعنوان عکاسی آئینی نداریم و ما در اینجا با کلید واژه ای که عکس سفارشی نباشد وعکاس از خلاقیت خودش استفاده کند مواجه ایم. پس عنوان این جلسه خودش یک عنوان سفارشی است. چرا؟

گفت: پهنه عکاسی مستند بسیار گسترده است. عکاسی آئینی هم بخشی از آن است. بخشی از عکاسی مستند را عکاسی آئینی می گویند که از آداب و رسوم و سنت ها می آید.

در پایان این جلسه نیز محمد فرنود، عکاس با خواندن مطلبی درباره عکاسی که توسط زنده یاد کاوه گلستان، عکاس نوشته شده بود، بخاطر زحمات مستمر رسول اولیاءزاده، رئیس خانه عکاسان در حوزه عکاسی، به وی تقدیم کرد.

نظرات (0)