عضویت ورود

مائوریتزیو گالیمبرتی

هنرمندی که عکاسی را نقاشی می کند!


مائوریتزیو گالیمبرتی در سال ۱۹۵۶در شهر کومو- ایتالا به دنیا آمد. وی ابتدا به عنوان نقشه‌کش ساختمان آموزش هایی دید و در همین محیط‌های ساختمانی بود که نگاه دقیق او شکل گرفت. نگاهی که دنیای هنر را تحت‌تأثیر قرار داد. هنگام جوانی در مسابقه‌های عکاسی بسیاری به نام مادر یا همسر خود شرکت کرد و جایزه‌های متعددی را نیز از آن خود کرد.

در ابتدا بیشتر از فیلم‌های کلاسیک آنالوگ سیاه‌وسفید و فیلم سیباکروم و یک دوربین وایدلوکس استفاده می‌کرد، سپس در سال ۱۹۸۳ به دوربین‌های پولاروید علاقه‌مند شد. دلیل انتخاب این دوربین بسیار ساده بود: طاقت بسیار کم او برای دیدن نتیجة کارش و دیگر ترس بی حد او از تاریکی و تنهایی تاریک‌خانه.
او هم‌چنین متوجه جذابیت فوق‌العادۀ رنگ‌ها در فیلم‌های فوری شد و این درواقع آغاز سفرِ طولانیِ تحقیق و تجربه در زمینۀ استفاده از رسانۀ جدیدش بود. سفری که تا به امروز نیز ادامه دارد.
گالیمبرتی در ابتدای دهة ۱۹۰۰شغل خانوادگی خود را- که همان کارهای ساختمانی بود- رها کرد و تصمیم گرفت که خود را وقف عکاسی کند. در سال ۱۹۹۱همکاری‌اش با شرکت پولاروید ایتالیا آغاز شد و کتاب «هنر پولاروید» که تبدیل به یکی از محبوب‌ترین‌ها برای دوستداران پولاروید شد، حاصل این همکاری است.
تکنیک عجیب و خاص او یعنی  موزاییک‌های پولارویدی تحت‌تأثیر فوتوریسم بوچونی و جریان کینتیک مارسل دوشان شکل گرفت و به نوعی به امضای هنری شخصی او تبدیل شد.گالیمبرتی ساختاری ازهم گسیخته از موضوع مورد نظرش را طوری به تصویر می کشد که هم‌زمان قادر است دقتی ریاضی‌گونه و یک هماهنگی موسیقایی را به ذهن متبادر سازد.
او این تکنیک موزاییک- پولاروید را در مورد عکس پرتره هم به کار برد و در سال ۱۹۹۹موفق به کسب مقام اول عکاسان پرتره از منظر مجله کلاس (Class) ‌شد، شهرتی که به واسطۀ ارائۀ عجیب‌وغریب چهره‌ها به دست آمده بود باعث شد تا از او به کرار برای شرکت در  جشنواره ونیز به عنوان عکاس پرترة بلندمرتبه دعوت به عمل آید.
در جشنواره فیلم ونیز- ۲۰۰۳ عکس پرترۀ او از «جانی دپ» روی جلد مجله تایمز رفت که این نقطۀ عطفی در فعالیت‌های او به شمار می‌آید و از این زمان همکاری‌های او با شرکت‌های بزرگ و معتبری مثل فیات و نوکیا و .... آغاز شد.
گالیمبرتی مستقیماً از صحنه‌هایی که در مقابل دوربینش ظاهر می‌شوند، استفاده می‌کند و عکس نهایی را در حین عکاسی و در حالی که مشغول عکاسی از زاوایه‌های مختلف از سوژه است در ذهنش چیدمان می‌کند. نتیجه چیزی شبیه به دیدن از جایی بین بعُد سوم و چهارم است که بیننده را قادر می‌سازد، موضوع را به طور هم‌زمان از زوایه‌های مختلف بسیاری مشاهده کند و بدین ترتیب ابعاد مختلف شخصیت موضوع را نیز نشان می دهد.(چند لبخند، چندین اخم، چندین گوش و....)
گالیمبرتی مهارتی استثنائی در شکار کردن روح موضوع دارد. با وجود فرم از هم‌پاشیده‌ای که در عکس‌ها دیده می‌شود، تشخیص چهرۀ فرد عکاسی شده بسیار ساده است. این تعجب برانگیز نیست که بسیاری از شخصیت‌های معروف مجذوب این شیوه شده‌اند و به دنبال آن بوده‌اند.

مترجم : مریم موسوی نیا

نظرات (0)