عضویت ورود

یادداشتی بر «هیچ، هیچ»


اشاره: نمایشگاه هیچ هیچ در برگیرندۀ ۱۰۰عکس از شش عکاس مهاجر افغان:عارف و محمد امین غلامی، مسعود حیدری، جمعه خان قنبری، سهیل کریمی و فردین حبیبی در گالری عکس تهران به نمایش در آمد. آن‌چه در پی ‌می‌آید یادداشتی است بر این رویداد که همراه با تعدادی از عکس‌های نمایشگاه به چاپ می‌رسد.


تاریخ گذشتۀ سنگینی است حصوصاً برای کودکان که حال باید این بار سنگین را به دوش بکشند. تاریخ چهرۀ سیاه جنگ را هنوز که هنوز است در ذهن و خاطر این کودکان حک کرده؛ کسانی که شاهد از دست دادن کودکی خود بودند و هستند، کسانی که خواسته و ناخواسته مهاجر شدند؛ مهاجرانی که نه تنها ملت‌ها که شاید تاریخ هم از آن‌ها به عنوان میهمانان ناخوانده یاد می‌کند؛ کسانی که هنوز با درد و جنگ و هجرت دست به گریبان‌اند.
جنگ به تو یاد می‌دهد که خشن باشی، و بخشش را فراموش کنی. چشم‌هایت را ببندی و همه چیز و همه کس در نگاهت یک‌سان باشد. مهاجرت به تو یاد می‌دهد که تو بی‌هویت هستی؛ هر چند که خودت در این بی‌هویتی هیچ نقشی نداشته باشی. گویا این بی‌هویتی برایت سرنوشت نانوشتۀ ابدیست. مهاجرت به تو یاد می‌دهد که به اجبار باید در پیله تنهایی‌ات فرو روی، شاید تا ابد...
حال قربانی این نابرابری چه کسانی هستند؟ کودکانی که دیده نمی‌شوند؛ کودکانی که طعم کودکی و کودکی کردن را نچشیده‌اند و خاطرات کار و فرار یادآور کودکی‌اشان است. کسانی که از یک سو درگیر پیدا کردن هویت‌اشان هستند و از سوی دیگر درگیر دست‌وپنجه نرم کردن با مشکلات و زجری که در غربت متحمل می‌شوند.
کودکان و نوجوانان افغان کسانی هستند که جنگ آ‌ن‌ها را مهاجر کرده، هجرتی که نسل به نسل منتقل می‌شود و هیچ کس نمی‌داند تا کجا ادامه خواهد داشت. این‌که سرنوشت رقم خورده برای این کودکان کدامین افق را مد نظر دارد، نامشخص است. ترسِ ماندن و برگشتن چیزی است که همیشه همراهشان است.
نمایشگاه «هیچ، هیچ» حاصل تجربۀ نوجوانان مهاجر افغان است که سال‌هاست در ایران به سر می‌برند؛ نوجوانانی که از یک سو بار مسؤولیت یک خانواده را بر دوش دارند و روزی ۱۶ ساعت درگیر کار بر روی ساختمان‌ها و کارگاه‌های خیاطی، کفاشی و...هستند و از سوی دیگر برای پیدا کردن خودشان، آرزوها و کودکی‌اشان که در لا‌به‌لای کار فراموش شد است، تلاش می‌کنند. نوجوانانی که سعی دارند خود را از پیلۀ تنهایی و فراموشی بیرون بکشند؛ آن هم در شرایط نابرابر، در شرایطی که جز به چشم کودک کار، کارگر ساختمان، میهمان ناخوانده و تجاوزگر دیده نمی‌شوند.
عکس‌هایی که در پیش رو دارید، حاصل تلاش این نوجوانان بر روی سه موضوع کار، جمعیت دفاع از کودکان کار و خیابان و محل زندگی‌اشان است که تلاش دارند ثابت کنند که دیگر کارگر ساختمانی نیستند، بلکه در قد و قامت خود هنرمندانی هستند که هم‌چون دیگر هنرمندان از ابزاری چون دوربین و عکس برای بیان حرف‌هایشان و احساسات پاک و لطیف‌اشان استفاده کنند.
حرف‌هایی که سال‌هاست شنیده نشده و احساساتی که سال‌هاست دیده نشده و نمی‌شود.
آنیتا صدقی