عضویت ورود

نگاهی به کتاب بوطیقای عکاسی

نگاهی به کتاب بوطیقای عکاسی

بوطیقای عکاسی، تجزیه و تحلیل، توصیف، تفسیر و نقد عکس، نگارش داریوش محمد خانی سال گذشته از سوی مؤسسهٔ انتشاراتی جمال هنر منتشر و در نشریهٔ شمارهٔ ......عکس نیز معرفی شد. در ارتباط با این کتاب گفت و گویی نیز با مؤلف کتاب در نشریه شماره .....به چاپ رسید و نوشته حاضر نگاهی دارد به این کتاب:

۱

کتاب بوطیقای عکاسی، نسخهٔ جعلی کتاب نقد عکس تری برت است که در سال‌های گذشته بخش‌هایی از آن در نشریهٔ عکس، بخشی از آن در نشریهٔ عکسنامه و سپس به صورت کامل منتشر شد. چارچوب این کتاب همان چارچوب کتاب نقد عکس تری برت است، ولی مؤلف کتاب حاضر قصد کرده با جابه‌جایی مطالب کتاب، با مطالبِ فراهم آورده شده از سایر کتاب‌های ترجمه شده و در کنار هم قرار دادن آن‌ها به هر حال کتابی سرشار از اشتباه را ساخته و پرداخته کند

کتاب نقد عکس برت کتابی است آموزشی که علاقه‌مندان به نگارش نقدِ روزنامه‌نگارانه را به طور روشمند با مراحل کار آشنا می‌کند و در روندِ کار خواننده را با فضای حاکم بر نقد عکس در رسانه‌های نوشتاری آشنا کرده و نمونه‌هایی از نقدها و گرایش‌ها را هم ذکر می‌کند در ضمن این کتاب خوانندگانِ نقدِ عکاسی در رسانه‌ها را هم مخاطب خود می‌داند و می‌خواهد با آشنا ساختن آن‌ها با رویکرد نویسندگان نقدها، آن‌ها را در ارتباط گرفتن با چنین نوشتارهایی توانمندتر کند.

کتاب بوطیقا، با مقدمه‌ای مزین شده است که در آن مؤلف با سخنان غلوآمیز و نگارش بسیار ضعیف و سرشار از اشتباه و برخورد بسیار عامیانهٔ با موضوع‌ها و مسائل بسیاری جدی، باعث می‌شود که مخاطب کتاب از همان ابتدا و از همان سطور ابتدایی این کتاب را جدی نگیرد، بخصوص زمانی که خواننده بخش‌های بعدی کتاب را مطالعه می‌کند و با غلط‌های فاحش آن مواجه می‌شود، ادعاهای مؤلف بسیار مضحک جلوه می‌کند

نمونه‌هایی از این اظهار نظرها را می‌خوانیم:

" از دیگر مشکلات عکاسی ایران نداشتن یک سیستم نظام مند در باب نقد است. کتاب‌های منتشر شده و مقالاتی که در این باب نیز ترجمه شده‌اند، بی آن‌که بدانیم با رویکرد«فرهنگ غربی» نوشته می‌شود و راه را پیچیده می‌کند و با گنده‌گویی‌های پست مدرنیستی آسیب‌های فراوانی به جامعۀ هنری می‌رساند." (ص ۱۲)

" با گسترش عکاسی در سطح تحصیلات تکمیلی، نیاز به نوشتن کتاب‌هایی در باب عکس و بحث‌های نظری پیدا شد، اما محافل عکاسی نیز از نظریات بزرگان غرب پیروی می‌کرد که در اوایل احساس می‌کردیم غرب‌زدگی علت آن ‌می‌شود، اما به مرور دریافتم که نداشتن تولید تفکر(چه فلسفی، جه  تحلیلی و تفسیری) در ایران باعث شده است که از ایده‌های غربیان پیروی کنیم، نه این‌که این عمل را نفی کنم، بلکه درک این موضوع که ما انسان‌ها ی متفکر بزرگی نداریم، باعث شده است که فقط فرهنگ مصرف کنندگی را پیش بگیریم(در متن بگیرم آمده است) و باز لقمه های آماده را استفاده کنیم تا اینکه به خودمان زحمت بدهیم  و تولیدات فکری خودمان را آزمایش کنیم و حداقل بفهمیم که توانش را داشتیم یا نداشتیم؟! "(ص ۱۲)

" نقد نوشته می‌شود تا چاپ شود و موتور فرهنگی را راه می‌اندازد نه این‌که فقط خود را منتقد بدانیم، ولی حتی یک نقد چاپ شده نداشته باشیم، و این مهم یکی از مشکلات بزرگ عکاسی ماست. از دیگر مشکلات عکاسی ایران، نداشتن یک سیستم نظام‌مند در باب نقد است. کتاب‌های منتشرشده و مقالاتی که در این باب نیز ترجمه شده‌اند بی‌آن‌که بدانیم با رویکرد «فرهنگ غربی» نوشته می‌شود و راه را پیچیده می‌کند و با گنده گویی‌های پست مدرنیستی آسیب‌های فراوانی به جامعۀ هنری می‌رساند چرا که بستر فرهنگی «شبه غربی» باید به وجود بیاید تا به طور مثال نقد تری برت و یا گروندبرگ در فرهنگ ما پذیرفته شود."  (ص۱۲)

مؤلف در همین مقدمه نوشته است:

" اما نگارنده با جسارت و با توجه به خلاء نقد عکس به نوشتن این کتاب اقدام کرده است." 

و در ادامه آورده است:

"نقد عکس در ایران به صورت دانشگاهی و یا به طور حرفه‌ای از سال‌های ۶۰ الی ۷۰ شمسی در ایران شروع شد. مجلات عکس و عکس‌نامه نیازهای اندکی را برطرف می‌کرد، اما با گسترش عکاسی در سطح تحصیلات تکمیلی، نیاز به نوشتن کتاب‌هایی در باب عکس و بحث‌های نظری پیدا شد، اما محافل عکاسی نیز از نظریات بزرگان غرب پیروی می‌کرد که در اوایل احساس می‌کردیم غرب‌زدگی علت آن ‌می‌شود اما به مرور دریافتم که نداشتن تولید تفکر(چه فلسفی چه تحلیلی و تفسیری) در ایران باعث آن شده است که از ایده‌های غربیان پیروی کنیم، نه این‌که این عمل را نفی کنم، بلکه درک این موضوع که ما انسان‌های بزرگی نداریم، باعث شده که فقط فرهنگ مصرف‌کنندگی را پیش بگیرم(بگیریم)..." 

مؤلف ادامه داده است: " رسالۀ پیش رو از جمع آوری و تجربیات و جزواتی است که در این باب در کلاسهای دانشگاهی و مؤسسات آموزش عالی هنر و عکاسی در طی ۱۵ سال جمع آوری شده است."  

هم‌چنین نوشته است:

" ابتدا فصل دوم کتاب یعنی عملیات «تحلیل، توصیف و تفسیر» نوشته شد، اما بعد از تست‌های فراوان دریافتیم که هنرجویان و علاقه‌مندان عکاسی، گرایش های عکاسی را نمی‌دانند و یا سطح مخاطبان را نمی‌شناسند."

و در ادامه می‌نویسند: "سعی شد که یک ادبیات ساده و روان برای کتاب انتخاب شود و از گنده گویی‌ها و پیچیدگی‌های فلسفی کناره‌گیری شود، اما در بحث‌هایی مانند هرمنوتیک و یا تأویل و پدیدار شناسی استفاده از نظریات بزرگان غرب غیر قابل اجتناب بود."

همان طور که دیده می‌شود مؤلف در این مقدمه با اعتماد به نفس عجیبی در نقش استادی حاذق، مسلط به موضوع، آگاه، درد کشیدهٔ موضوع و متعهد به مبارزه با غرب‌گرایی و ایدئولوژی‌های غربی فرو می‌رود که این کتاب را با زحمت فراوان و پس از به آزمایش گذاشتن آن در کلاس‌های دانشگاهی تألیف کرده است؛ ولی حتی اگر تمامی ادعاهای مؤلف را بپذیریم، این ادعا ها باید تناسبی هم با خود کتاب داشته باشد.

شاید لازم باشد چند نکته در مورد تری برت گفته شود. اصولاً تری برت منتقد نیست و وی هیچ‌گاه نوشته یا نقدی در مورد آثار هنری ننوشته است و تمامی کتاب‌های برت در زمینۀ آموزش‌های هنری است و برت خود نیز خود را منتقد نمی‌داند و خود نیز به این امر معترف است، در زمان حضور برت در ایران هم با و جود اصرار بسیار برای نقد عکس‌های که افرادی به طور شخصی با وی برخورد می‌کردند یا نقد عکس‌های دوسالانه هم از نقد خودداری کرد،‌ در صورتی که گروندبرگ منتقدی است حرفه‌ای که سال‌ها در نشریه‌هایی مانند تایم به طور منظم در مورد نمایشگاه‌های عکس یا جریان‌های عکاسی یا عکاسان نقد نوشته است. کتاب برت در مورد تفکر صحبتی نمی‌کند، کتاب برت کتابی در مورد شیوهٔ نوشتن نقد و آشنایی با فضای حاکم بر نقد عکس در رسانه‌های نوشتاری است، که این کار را نیز بسیار اصولی و عالی انجام می‌دهد و حتی اشاره‌ای که مترجمان کتاب در مورد تجزیه و تحلیل عکس کرده‌اند که می‌توان آن را به نوعی مترادف نقد دانشگاهی دانست، اشتباه است. برت در کتابش برای این‌که دانشجویان را با فضای واقعی نقد حاکم بر رسانه‌ها آشنا کند، مطالبی نیز در مورد مکتب‌ها و دیدگاه‌های مختلف ارائه می‌دهد و آن را با مثال‌هایی عینی همراه می‌کند. بنابر این هیچ کدام شعارهایی که محمدخانی در مورد غرب گرایی، شرق‌گرایی و غیره می‌دهد هیچ ربطی به موضوع ندارد. برت ضمن شرح انواع مختلف نقد  فقط نشان می‌دهد که رویکردهای مختلف ایدئولوژیکی یا سیاسی چگونه بر نقد تأثیر می‌گذارند و منتقدانی با طرز تفکر خاص به صورت نمونه‌ای چگونه نقدی می‌نویسند

اصولاً کسی که قصد  دارد به دیگران نوشتن بیاموزد در وهلهٔ اول باید خود نوشتن بلد باشد، آن‌چه که در وهلهٔ اول در این کتاب به چشم می‌خورد فقدان تسلطی حتی ابتدایی در امر نوشتن است به طوری که حتی چندین مرتبه ویراستاری کتاب هم نتیجه‌ای نداده است و جالب این است که محمد خانی خود نیز در گفته‌هایش به این امر اشاره می‌کند، ولی مشخص نیست کسی که خود می‌داند از نوشتن قاصر است چگونه قصد دارد چیزی را که خود بلد نیست به دیگران بیاموزد.  به هرحال کتاب بوطیقا در دوفصل و 8 گفتار تدارک دیده شده است

پرداختن به جزء جزء این کتاب خود هفت من مثنوی می‌شود، ولی کل غلط‌های کتاب را که در حقیقت ویژگی آن نیز محسوب می‌شود می‌توان چنین دسته بندی کرد که در مورد هرکدام از آن‌ها به چند مورد اکتفا می‌شود:

۱. اظهار نظرهایی بی ربط در مورد موضوع‌های مختلف.

۲. غلط‌های املایی و انشایی.

۳. غلط‌هایی که هنگام برداشت آزاد مؤلف از متن‌ها رخ می‌دهد و نشان دهندهٔ عدم درک مؤلف از مطلب اصلی ذکر شده است.

۴. غلط‌هایی که هنگام نقل قول مستقیم مؤلف اتفاق می‌افتد و کاملاً نشان می‌دهد که مؤلف نتوانسته متن اصلی را درک کند.

۵. ذکر منابعی به عنوان مأخذ که مؤلف به هیچ عنوان از آن‌ها اتفاده نکرده است.

۶. ذکر منابعی به زبان انگلیسی و استفاده از متن ترجمه شدهٔ آن‌ها بدون اشاره به مأخذ ترجمه شده.

اظهار نظرهای بی ربط:

مؤلف در صفحهٔ...... می‌نویسد:

"عکس‌های یادگاری در کل در یک آلبوم شخصی جمع‌‌آوری می‌شود که در ش‍بهای مهمانی دسته جمعی و یا برای مهمانان جدید در خانواده و نیز یادآوری گذشته طی مراسمی دست به دست می‌شود و افراد مسن‌تر به معرفی و یاد خاطرات گذشته می‌پردازند از این رو نوعی نقد مارکسیستی (یانقدی خانوادگی) را در بر می‌گیرد که به هیچ نوع علمی و کاربردی نیست." 

و البته توضیح نداده است که اگر این عکس‌ها دست‌به‌دست نشود! در برگیرندۀ چه نوع نقدی است؟ جالب است که  در بسیاری از کتاب‌هایی که محمد خانی از آن‌ها مطالبی نقل کرده است، در مورد نقد مارکسیستی هم توضیح کافی و روشنی داده شده است، معلوم است که مؤلف محترم حتی نگاهی هم به آن‌ها نینداخته است.‌

در صفحهٔ ۳۱می‌نویسد:

" در ایران محمد رضا بهارناز و امید صالحی جزو عکاسانی هستند که عکس‌هایشان به واسطۀ علاقۀ شخصی پیگیری شده و منجر به پیدایش شیوۀ جدیدی در عکاسی شده‌اند که منتقدان بسیاری را به خود جلب می‌کنند." 

مؤلف ذکر نمی‌کند که این شیوه‌های جدید کدامند و این منتقدان چه کسانی هستند و اصولاً این دو عکاس چه ارتباطی با یکدیگر دارند!  و عکس‌هایشان منجر به کدام شیوه جدید شده است؟ و جالب این است که این دو عکاس از نظر شکل کاری و نوع برخوردشان هیچ شباهتی به یکدیگر ندارند.

یا زمانی که قصد دارند عکاسان را طبقه بندی کنند:

"آماتورهای متفکر به واسطۀ مطالعات و برخوردهای زیاد با مخاطبان پیشرفت کارشان فقط به نقد و تفسیر از سوی مطبوعات و سخنرانی‌ها و کلاس‌های دانشگاهی است و گاهی از ستایش دیگران در بارۀ آثارشان به وجد می‌آیند که هیچ ثروتی یا چیزی نمی‌تواند آن‌ها را خوشحال کند و از انتقاد دیگران نیز رنجیده می‌شوند اما باز به پیشرفتشان، همین انتقادها کمک می‌کند."(صفحهٔ ..(

اصولاً طبقه‌بندی کردن اولاً باید بر اساس ویژگی‌های آشکار و شیوه‌های کاری آن‌ها باشد، نه با تکیه بر خصوصیات روانشناختی مثلاً تصور کنید بخواهیم مؤلف را جدی بگیریم و قصد داشته باشیم بر اساس همین رهنمود یک عکاس آماتور متفکر را شناسیایی کنیم،‌تنها چاره این است که مطمئن شویم هیچ ثروتی او را خوشحال نمی‌کند و از انتقاد دیگران هم رنجیده می‌شود.  

در صفحهٔ ..........در مورد عکاسی تبلیغاتی می‌نویسد:

"به دلیل تغییر موضوع در فصول مختلف در سال و تغییر محصول با کیفیت های مختلف عکس‌های تبلیغاتی در حیطۀ نقد فصلی قرار می‌گیرد و منتقدان این نو(. نوع) از نقد معنی و محتوی و نقد تکوینی استفاده می‌کنند." 

اصولاً در مورد چنین جمله‌هایی چه می‌توان نوشت و چه می‌توان گفت نقد فصلی! چه نوع نقدی است؟  چرا منتقدان این نوع عکس‌که در حیطۀ نقد فصلی است!، از نقد معنی و محتوی و نقد تکوینی استفاده می‌کنند؟

هرگاه که مؤلف قصد داشته چند کلمه‌ای هم به اظهار نظر بپردازد، از این نوع اظهارات استفاده کرده.

حکایت برداشت آزاد

مؤلف در لابلای متن، عبارات یا پاراگراف‌هایی را به عنوان برداشت آزاد ذکر کرده است، ولی مسئله این جاست که این برداشت‌های آزاد مملو از غلط است و گاهی اصلاً ربطی به عبارات اصلی برداشت شده ندارند، و این نشان می‌دهد که مؤلف مطلبی را که نقل می‌کند که اصلاً خودش آن را ملتفت نشده است به عنوان مثال. مؤلف در گفتار دوم با عنوان «عکس و انواع آن« در ص ۳۸ می‌نویسد

" «در سال ۱۸۶۱م جیبز هیوز دو دسته برای عکاسی قائل شده است.« تصویرگرا» یا «پیکتورالیسم» ..." که در پانویس برداشتِ آزاد از کتابِ نقدعکس ذکر شده است. اما در کتاب نقد عکس(ترجمه )  آمده است: " جیبز هیوز، یکی از پیروان شیوۀ تصویرگرا، اعلام داشت «اگر نتوان تصویر را با یک نگاتیو به دست آورد، هیچ اشکالی ندارد. از دو یا ده نگاتیو استفاده کنید........" در این نقل قول جیبز هیوز در باره شیوۀ عکاسی تصویرگرا صحبت می کند نه تقسیم بندی عکس‌ها.

و باز می‌نویسد

"در اوایل قرن بیستم تقسیم بندی عکاس به خاطر وجود گروه عکاسان انفصالی یا فتوسشن‌ها تغییر کرد. عکاسی مستقیم، عکاسی فرم گرا، عکاسی مستند، عکاسی هم‌سنگ"(در پانویس آمده است نقد عکس ص ۸۳) اما آن‌چه تری برت در کتاب نقد عکس خیلی سرراست و بدون ابهام می‌نویسد این است

"مورخ عکاسی، بومونت نیوهال، در چاپ ۱۹۶۴کتابش، تاریخ عکاسی، عکس‌ها را از نظر سبک به چهار گرایش تقسیم می کند: عکاسی مستقیم، عکاسی فرم‌گرا، عکاسی مستند و عکاسی هم‌سنگ" رفرنس برت هم کتاب تاریخ عکاسی نیوهال است.

واقعاً جالب است که محمد خانی این نوشته های واضح را تبدیل به عباراتی به ربط می کند و این تقسیم بندی را به خاطر وجود گروه انفصالیون ربط می‌دهد؟

نقل قول‌مستقیم

در اغلب نقل قول‌های مستقیم هم محمد خانی آن‌ها را با اشتباه و غلط همراه کرده است به عنوان مثال در همان صفحهٔ ۳۹ ، تعریف‌هایی را که تری برت در مورد این چهار گرایش ارائه می‌دهد، چنین نقل قول می‌کند:

عکاسی مستقیم: " توجه به تعریف ادوارد وستون: عکس‌هایی که در آن قابلیت دوربین عکاسی برای ثبت دقیق تصاویر یا ترکیب‌های غنی  و وفور جزییات برای تأویل طبیعت و انسان به کار می‌رود بی آن‌که هیچ تماسش با واقعیت قطع کند." این تعریف هم متعلق به بومونت نیوهال است که تری برت آن را داخل گیومه قرار داده است

محمد‌خانی ادامه می‌دهد:

"عکاسی فرم‌گرا: با توجه به تعریف من ری و موهوناگی(موهولی ناگی) شیوه‌ای که برای مجزا ساختن و سامان بخشیدن به فرم برای خود فرم بدون استفاده از دوربین عکاسی و بدون توجه به عکس باشد. مانند فتوگرام و فتوشیمی."

تری برت باز هم به طور واضح و روشن آورده است:

" این شیوه، از نظر نیوهال وسیله است برای مجزا ساختن و سامان بخشیدن به فرم برای خود فرم بدون استفاده از دوربین عکاسی و بدون توجه به عکس." (کتاب نقد عکس ص ۸۳(

پس این تعریف هم متعلق به نیوهال است نه من ری و موهولی ناگی.

یا به عنوان یک نمونهٔ دیگر مؤلف در ض ۲۱۰به نقل از کتاب دانش‌نامهٔ نطریه‌های ادبی معاصر نوشته است:

" نقد جامعه شناسی از سوی منتقدان بی شک برپایهٔ نظریات گئورگ لوکاچ و لوسین گلدمن می‌چرخد بنابر نظریات این دو اندیشمند معنا و ارزش هر اثر هنری (عکس) به یک گروه اجتماعی و به طور عام‌تر به ساختار اجتماعی نسبت داده میشود."

در حالی که در منبع اصلی (ص ۳۴۵)اصلاً در بارهٔ عکس صحبتی نمی‌شود و متن اصلی به صورت پاره پاره و بدون رعایت امانت و به صورت غلط نقل شده است. و این چیزی است که در سراسر این کتاب به طور مکرر اتفاق می‌افتد.

استفاده از منابع اصلی:

محمدخانی در بخش‌های مختلف کتاب در پی القای این مطلب به خواننده است که گویا ارجاعات زیادی به منابع اصلی که به زبان انگلیسی هستند داشته است و  در انتهای کتاب هم این منابع را فهرست کرده‌ است

مثلاً  در ص ۱۷۸می‌نویسند:

" در کتاب «چشم عکاس» یا نگاهی به عکاسی(که برای یک نمایشگاه در ۱۹۶۶م نوشته است.) آمده است: «عکاسان به هنگام کار و در ضمن رویش استعداهایشان خصوصیت تصویر در عکس‌ها را کشف کرده‌اند، اگر این مطلب صحیح باشد، تاریخ این رسانه باید تاریخ آگاهی روز افزون عکاسان از خصوصیات وسایل ذاتی این رسانه تلقی کرد پنج ویژگی از این خصوصیات در زیر آمده است.»5 " همان‌طور که مشاهده می‌شود مؤلف با گذاشتن عدد 5 بالای این عبارت خواننده را به زیرنویس ارجاع می‌دهند. در زیر نویس آمده است:" این قسمت از مطلب با ترجمه و اقتباس از کتاب چشم عکاسی نوشته سارکفسکی است." یعنی مؤلف قبول زحمت فرموده‌اند و کتاب چشم عکاسی (منظور چشم عکاس است) را ترجمه کرده‌اند و سپس از آن اقتباس کرده‌اند! خب این چه کاری است اگر قرار است از متنی اقتباس کنیم چرا اول آن را ترجمه می‌کنیم!؟ می توانیم متن اصلی را بخوانیم و سپس از آن اقتباس کنیم، اما این‌جا موضوع جالبی در این‌جا نهفته است. مؤلف پس از این‌که این کتاب را ترجمه و مورد اقتباس قرار می دهند در پانویس ص ۱۸۰ می‌نویسند: "ترجمۀ مقدمۀ کتاب «نگاه عکاسی» به صورت کامل در مجلۀ شمارۀ 1 بهمن و اسفند ۶۵-ص ۱۶ تا ۲۱ آمده است."

در این‌جا مؤلف دچار سرگردانی می شود و آن عنوان کتاب است که آن را «چشم عکاسی» (ص ۱۷۸ سطر سوم)، «چشم عکاس» (ص ۱۷۸سطر ۵)، «نگاهی به عکاسی» (ص ۱۷۸سطر ۵) ! می‌خواند.

اکنون چرایی سرگردانی استاد را در مورد عنوان این کتاب روشن می‌کنیم. مقدمهٔ این کتاب در نشریهٔ عکس شمارۀ 1 «نگاه عکاس» و «در بارۀ نگاه عکاس» ترجمه شده است است در دیگر متن‌ها از جمله در ترجمهٔ فرشید آذرنگ «چشم عکاس» ترجمه شده است بنابراین مؤلف در مورد استفاده از عنوان کتابی که مدعی ترجمه و اقتباس از آن است دچار سرگردانی شده است.

اما مؤلف ادعا می‌کنند که این متن را ترجمه و سپس از آن اقتباس کرده‌ است؛ تمامی متن را عیناً از همان شمارۀ مجلۀ عکس ترجمه و اقتباس، یعنی کپی کرده‌اند. مثلاً همان پاراگراف فوق‌الذکر عیناً از مجلۀ عکس شمارۀ اول ص ۱۸سطور ۱۳تا ۱۷. اکنون ببینیم استاد بقیۀ مطلب را چگونه ترجمه و اقتباس کرده‌اند:

"خصوصیت«خود شیئ»: « عینیت تصاویر جدا از این‌که قانع کننده یا قابل بحث باشد، از خود واقعیت آن‌ها متفاوت است. بخشی از واقعیت در تصویر ثابت که چندان هم واضح نبود منعکس و در قسمت دیگر با وضوح غیر طبیعی و اهمیت مبالغه‌آمیز نشان داده می‌شد. »" عیناً از مجلۀ عکس شمارۀ اول ص ۱۸سطور ۲۹تا ۳۲ ترجمه و اقتباس شده است.

روی ترجمه این مقاله در مجلۀ عکس (ترجمه و اقتباس) کپی شده است.

منابع نویسنده:

اما در انتهای کتاب کتاب‌هایی به عنوان منبع ذکر شده است که در هیچ کجای کتاب از آن‌ها استفاده نشده است. این کتاب‌ها عبارتند از

اتاق روشن/رولان بارت/ فرشید آذرنگ؛ گل گلاب/ تاریخچۀ عکاسی؛ بوردیو، پیر/ عکاسی هنر میان مایه/ کیهان ولی نژاد؛ عباسی، اسماعیل/ فرهنگ عکاسی؛ تاسک، پطر/ سیر تحول عکاسی/ محمد ستاری؛ لاینز، ناتان/ عکاسان و عکاسی/ وارزیرک درساهاکیان [منظور وازریک است]؛ احمدی بابک/ حقیقت و زیبایی، درس‌های فلسفۀ هنر؛ اسکولز، لابرت/ ساختارگرایی در ادبیات/ مراد فرهاد پور؛ بارت، رولن/ لذت متن/ پیام یزدانجو؛  بلزی، کاترین/ عمل نقد/ عباس مخبر؛‌حسینیان راد، مهدی/ ارتباط شناسی؛ نیچه، هیدگر، گادامر، ریکو، فوکو.../ هرمنوتیک مدرن/ بابک احمدی و..؛ گلد من لوسین/ جامعه، فرهنگ، ادبیات/ محمد جعفر پوینده؛ احمدی، بابک/ ساختار و هرمنوتیک؛ تودورف، تزوتان/ بوطیقای ساختارگرا/ محمد نبوی؛ پالمر ریچارد/ هرمنوتیک فلسفی ونظریه‌های ادبی/ مسعود علیا.

همان طور که مشاهد می‌شود ۱۶عنوان کتاب فارسی که در هیچ کجای کتاب از آن استفاده نشده است.  هم‌چنین 10 عنوان کتاب انگلیسی به عنوان منابع ذکر ‌شده است که مؤلف از متن ترجمه شده آن، آن هم به قراری که گفته شد استفاده کرده است به عنوان مثال:    

John Szakowski The Photoraphers eye; New York museum of modern Art.۱۹۶۰..(صفحهٔ ۳۹و ۱۷۸)

Grechen Garner six ideas in photography:Grand Rapids Mick Aet Museum ۱۹۸۹.(ص۴۰)

R.Barthes: myth today/mgthologies(French edn ۱۹۵۷) (London:J-cape ۱۹۷۲. ص ۱۳۸.

John szarkowski/Mirrors and Windows/ American photography sine/1960(New York: Museum of Modern Art/۱۹۷۸. ص ۱۸۱کتاب.



 

غلط‌های املائی و تلفظ نادرست اسامی هم که به وفور یافت می‌شود که می‌شود از آن گذشت. وقتی همه چیز غلط است، این‌ها دیگر چندان قابل ذکر نیست

شیوهٔ کتاب‌سازی محمدخانی البته جدید نیست و  متأسفانه کم و بیش در کتاب‌های دیگری هم که بعضی از آن‌ها از سوی انتشارات رسمی دانشگاهی منتشر شده است، دیده می‌شود، مثلاً استفاده از متن ترجمهٔ شده و ذکر منابع خارجی یکی از معمول‌ترین شیوه‌های کتاب‌سازی است است، ولی آن‌چه که این کتاب را شاخص می‌کند، جمع شدن تمامی محسنات جعل در کنار ادعاهایی است که به صورت اغراق آمیز در مقدمه و در بخش‌هایی از متن کتاب دیده می‌شود، مبارزه با فرهنگ غربی و جایگزینی فرهنگ ایرانی اسلامی با آن یا تظاهر به این‌که این کتاب طی یک فرآیند آزمایش و خطا در کلاس‌های درس دانشگاهی نوشته شده است و یا حملهٔ کلامی به کسانی که به قول مؤلف خود را منتقد می‌دانند، ولی حتی یک نقد نوشته شده ندارند و تظاهر به احساس مسؤولیت بیش از حد در مقابل نقصان‌هایی که در زمینهٔ نقد عکس در ایران وجود دارد و ایفای نقش ناجی، چیزهایی است که در سایر کتاب‌ها کمتر دیده می‌شود و این کتاب از این لحاظ هم کاملاً استثناء است. در پایان باید گفت که شباهت کتاب بوطیقا به کتاب برت بیشتر شبیه به لافند‌بازی است که پهلوانی در بالای ریسمان به بندبازی می‌پردازد و فردی در روی زمین ادای او را در‌می‌آورد و تماشاگران را مشعوف میکند. ‌البته ناگفته نماند که شباهتی جدی بین کتاب بوطیقا با متن ترجمهٔ شدهٔ کتاب برت به چشم می‌خورد؛ که ذکرش خالی از لطف نیست؛ آن‌جا هم مترجم کتاب، احساسِ عظیم مسؤولیت‌اش را در مقدمهٔ کتاب بر طبل می‌کوبد و بعد در بخشی از آن بدون صدا، و در کمال آرامش آن هم در حضور دیگران، متن ترجمه شدهٔ مترجم دیگری را به نام خود می‌زند   .


VN_pdfDownload
نویسنده : مسعود امیرلوئی

نظرات (0)