عضویت ورود

هنوز باران هنوز رویا: کچیکان

هنوز باران هنوز رویا: کچیکان۱ «هال اندرسون»۲ ، انتشارات دانشگاه آلاسکا(۲۰۱۰)،۱۰۰قطعه عکس سیاه و سفید،۱۱۲صفحه، اندازه: ۲۵ ×۲۰ سانتیمتر، زبان: انگلیسی. قیمت: ۵۵/۲۵ دلار.

ISBN-10: 1889963909
ISBN-13: 978-1889963907


نویسنده: استفان وولگاست۳
ترجمۀ: مستانه حسینی زاد
مأخذ: نشریهٔ گوپ، شماره ۲۸

الگوی زندگی در یک شهر معمولاً از تازه‌واردان پنهان است، وقتی شما به یک مکان تاره وارد میشوید، به چیزهای بزرگ مانند اندازۀ خانهها و مغازهها و خرید و فروش در خیابانهای اصلی و یا مراکز خرید در حومۀ شهر توجه میکنید.
اگر فقط از آنجا عبور کنید به چیز بیشتری توجه نخواهید کرد. وقتی به مدت یک هفته آن جا ماندید، در این صورت متوجه بقیۀ جزییات میشوید، مانند لباسهایی که مردم میپوشند، ماشینهایی که میرانند، و برچسب روی بستهبندی شیر.
اما اگر درآن شهر برای مدتی ساکن شوید، با سرعت بیشتری به اصول شهر پی خواهید برد. اصولی که در همه جا هستند. در روشی که مردم با هم احوالپرسی میکنند و اینکه شلوغ‌ترین ساعت کار رستورانها آیا در زمان غروب است یا در زمان تاریکی؟ جشن چهارم ژولای در آنجا به چه شکل برگزار میشود؟ بعد از جشن فارغالتحصیلی بچهها در محل میمانند یا مجلس را ترک میکنند؟
هر شهری تعداد قابلتوجهی از افرادی را دارد که میتوانند به این سئوالها پاسخ بدهند. «هال اندرسون» یکی از این افراد در شهر «کتچیکان» است. در حوالی سال ۱۹۸۴که او در اواسط دهۀ سی زندگی خود بود، کاری در روزنامۀ «دیلی کتچیکان نیوز»۴ پیدا کرد و هنوز هم در این شهر زندگی میکند.
با جمعیتی حدود ۸۰۰۰نفر، «کتچیکان» پنجمین شهر بزرگ آلاسکا، بزرگترین ایالت آمریکا است؛ این امرنشان دهندۀ این است که فضای موجود در آن بیشتر از تعداد ساکنان آن است.
«کتچیکان» به نظر مکان ایدهآلی برای یک عکاس خبری نمیرسد؛ هرچند«گلن رول»۵ و«انسل آدامز»۶ احتمالاً عاشق مناظر آن میشدند، ولی عکاسان خبری دوست دارند تعداد زیادی از افراد را در دسترس خود داشته باشند.
بسیاری از عکاسان به روزنامههای شهرهای کوچک به عنوان نقطۀ شروعی برای خود نگاه میکنند، مکانی که تنها تا زمانی درآن میمانند که پیشنهاد کار بهتری به آنها داده شود، اما این در مورد «اندرسون»صدق نکرد. او قالبشکنی کرد.
در یک ربع قرنی که او عکسهای سیاه و سفید برای روزنامه میگرفت، خود را مانند خانوادۀ افرادی کرد که زندگیشان را روی کاغذ میآورد؛ او مردم شهر و حومه را با احترام و صداقتی که داشت تحت پوشش قرارداد و آنها به او اعتماد کردند.
کارگران کارخانۀ کنسروسازی از اینکه او در خانهشان میهمان باشد، خوشحال و راحت بودند و مانند زمانی که او در آنجا نبود، رفتار میکردند و یا لبخندی خودمانی میزدند برای یک پرتره، اصلاً مهم نبود که در چادری که از پلاستیک ساخته شده است، زندگی میکردند و یا در لبۀ خط فقر هستند. اندرسون با خوشرویی از زندگی آنها عکاسی میکرد.
عکسهای کتاب «هنوز باران ،هنوز رویا: کتچیکان هال اندرسون» اسناد و تصاویری است که اندرسون در بیشتر از یک دهه آنها را عکاسی کرده است از مکانی که مردم آن برای نان شب خود به سختی کار میکردند؛ مانند یک آشپز حرفهای در آشپزخانه،که میداند چطور از مواد اولیۀ ساده، غذایی خوشمزه به وجود بیاورد و یا مانند سه پسر دانشآموزی که یک مار را نگه داشتهاند، در حالیکه یک دختر آنها را با احتیاط نگاه میکند و مواظب لاک پشت خود است؛ یا بچههایی که از چوب هاکی به عنوان پارو استفاده میکنند، در حالیکه سوار بر یک کارتن مقوایی میخواهند از یک استخر عبور کنند، با چشمهایی مملو از هیجان و شاید بهت که هر لحظه امکان دارد که غرق شوند.
عکس زیبایی از پسرهایی در حال بازی بیسبال. اندرسون ایستاده در مزرعه، در پشت زمین بازی، پرتابکنندۀ توپ ایستاده در پشت در قسمت راست، آماده برای شروع، هنگامی که ضربه زننده آماده ایستاده است، دانه های بزرگ برف روی قاب عکس رگههایی را به وجود آوردهاند. دانه‌های برف در حالیکه میبارند درختهای خارج میدان را تار کردهاند. در قسمت پشت در گوشه سمت چپ کادر پسرکی است که ظاهراً جمعکنندۀ توپ است. صورت او با نوری ملایم روشن شده است، در حالیکه او به آسمان نگاه میکند و زبان خود را به امید گرفتن یک ذره برف بیرون آورده است.
کودکان و حیوانات خانگی همیشه جزیی از خبرها در شهرهای کوچک هستند و چیزی که واضح است اینکه اندرسون تعدادی عکس از حیوانات گرفته است، مثل عکسی از یک مجسمۀ شیر ساخته شده از برف که شخصی بیرون از خانهاش ساخته است. این عکسها شامل خبرهای «کتچیکان» بودند: به گل نشستن یک قایق یا برخورد آن به صخره و کامیونی کمپرسی که دریک اسکله در آب افتاده است. آنها نمونهای از عکاسی خبری مدرن هستند. به خوبی گرفته شدهاند و با عشق چاپ شدهاند، عکسها خبرهای روز را به خوبی بیان میکنند، بدون اشاره معنیدار به وقایع.
به نظر میرسد که اغلب عکسها با عدسی« تله فتو» گرفته شده باشند. از طرف دیگر، بیشتر عکسهای جالب او، از فاصلۀ نزدیکتری از سوژه و با زاویۀ باز گرفته شدهاند.
برای مثال عکسی که از «بادبان ساز» در محل کارش گرفته شده است. مردی با سری طاس و عینک برچشم در حالی که پشتش به پنجره است و رشته نخی را که برای وصل کردن بادبانی است که چندین برابر خود اوست، محکم میکشد. بادبان روی زمین چوبی افتاده است و قسمت عمدۀ کادر را پر کرده است؛ یک سفیدی خالص و نرم مانند کره، در حال بیرون آمدن از پسزمینۀ سیاه.
پس از آن، عکس مرموز و جذاب سال ۱۹۸۶ است، عکسی از پشت یک کادیلاک که در یک گاراژ چوبی پارک شده است؛ آسمان تاریک است، اما نوری که منبع آن دیده نمیشود، گاراژ و ماشین را روشن کرده است؛ زوایهها و منحنیهای شاخههای درختان بیبرگ و سایههای آنها در تضاد با خطهای سمت راست و تجهیزات دست ساز است.
عکسهای اندرسون دارای تاریخ عکاسی و در بعضی موارد دارای طبقهبندی موضوعی هستند؛ مانند: عکسهای قایق و تصادف کامیون، جشن فارغالتحصیلی (کودکانی با کلاههای کوچک و مانتو در جشن آغاز سال تحصیلی ۲۰۰۹-۲۰۱۰ در«ساکسمن»۷یا «نوجوانانی در جشن فارغالتحصیلی دبیرستان در ۲۳ می ۱۹۹۳ ، یا »سانتا»۸ بر روی هواپیمای شناور در »متلاکاتلا »۹در۱۱ دسامبر ۱۹۸۷، و در»کتچیکان« در ۱۲نوامبر ۱۹۹۶).
بعضی از این عکسهایِ جفتی نشانگر این هستند که او نمیخواسته عکسی را به دیگری ترجیح دهد. هرچند استفاده از هر دوی آنها زندگی را در درون یک کپسول زمانی قرار میداد که بسیاری ازعناصر دیگر زندگی آلاسکاییها را ندیده میگرفت.

ما بسیاری از آن عکسها را دیگر نمیبینیم؛ همانگونه که تعریف خبر از واحدهای کوچک به موضوعهای معروف تغییر جهت داد. عکاسی خبری نیز که بر یک منطقه تمرکز دارد، سنتی شد که یادآوری آن ارزشمند است و این سنت در نقاطی مثل «کتچیکان دیلی نیوز» هنوز حضوری بسیار قوی دارد.



1. Ketchikan

2. Hall Anderson

3. Stephen Wolgast

4. Ketchican Daily News

5. Galen Rowell

6. Ansel Adams

7. Saxman

8. Santa

9. Metlakatla


نظرات (0)